امروز داشتم از دانشگاه به سمت خونه بر میگشتم که هوس کردم از پل عابر پیاده برم اون ور. پل را رفتم بالا و وقتی رسیدم اونور دیدم یه آقای نسبتا جوون و محترم و کمی لات مسلک سر پله ها در حالی که انگشت اشارش سیخ شده بوده و بقیشون مشت ، هی سیخونک میزد به شکم یه آفای میانسال و میگفت بزنم دندونات بریزه تو شکمت. مرد میانسال هم که مضطرب بود هی من من میکرد. با خودم گفتم حتما اومده جیبش رو بزنه که مچش رو گرفته! بعدم تازه چرا مشتشه گرفته جلو شکم یارو به جای دهنش هی سیخونک میزنه یارو هم میپره بالا. در همین فکر داشتم از کنارشون رد میشدم که قضیه لو رفت:
مگه من بچم...مگه من بچم مرتیکه که انگشت میکنی تو -ونم! خجالت نمیکشی از سنت. ریشت سفید شده. بزنم تو دهنت دندونات...
یارو هم میگفت اشتباهی شده!!
دیگه صداشون داشت فید میشد و من در این فکر که اگه خدای نکرده ، زبونم لال ، گوش شیطون کر و چشش کور! یه روز یکی من رو اشتباهی بگیره چه عکس العملی خواهم داشت!!؟ شاید یه لگد! شایدم یه نگاه عمیق معنادار و خشم و یه روز خراب.
| < قبلی | بعدی > |
|---|
مطالب مرتبط :







نظرات
می نویسی هم 18+
گرچه این روزا دیگه نثل زمونه ما نیست! درجه بندی سنی عوض شده
RSS feed for comments to this post.