
یه زمانی انیشتین گفته که تخیل مهمتر از دانش است. تا حالا به این جمله خوب فکر کردید؟! اینو گفتم تا کسایی که اصلا با ژانر تخیلی میانه ای ندارند ولی انیشتین رو قبول دارند ادامه مطلب رو بخونند.
وقتی کلمه Fringe رو تو دیکشنری ها وارد کنید معنی حاشیه براش میاد.البته خیلی بی ربط هم نیست! اما معنای اصلی که به درد ما بخوره چیه؟! برای این کار یه سرچ کوچولو میزنیم در مورد Fringe Science .
علوم فرینج یا علوم غریبه یا غیر معمول که معمولا ارزش آکادمیک چندانی هم بهش داده نمیشه معمولا در حاشیه علوم اصلی میچرخه. رابطه مستقیمی با تخیل داره! و تقریبا موقعی که ازش حرفی زده میشه باید پای تمام رشته های اصلی رو وسط کشید. مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست و روانشناسی و فلسفه و ... گرچه بیشتر از همه آدم یاد متافیزیک و مسایل ماورالطبیعه میافته. اگه بخوایم یه مثال کاربردی بزنیم میتونیم از سریال عامل ناشناخته نام ببریم که از همین شبکه سوم خودمون هم پخش شد و برای خیلی ها سوال برانگیز بود. اما در تاریخ 9 سپتامبر 2008 شبکه فاکس آمریکا اولین قسمت از سریالی به نام فرینج رو پخش کرد که طبق شواهد و گفته ها شباهت زیادی به سریال پرونده های مجهول دارد. با این تفاوت که بسیار پرخرج تر و شکیل تر بود! و اسمی رو به همراه داشت که دهن هر بیننده و سریال دوستی رو آب مینداخت و اون کسی نبود جز جی جی آبرامز. یکی از سه نفری که سریال لاست رو بنا نهاد.
زمانی که با این سریال به همراه یکی از دوستان آشنا شدیم و در کشمکش بین دیدن یا ندیدن اون بودیم جستجو ها نه تنها نتیجه مثبتی نمیداد بلکه منفی هم بود. مهمترین چیزایی که میگفتن دلالت بر یک وجهی بودن داستان و شخصیت ها ، کسل کننده بودن ، بیش از اندازه تخیلی بودن و نبود افت و خیز در سیر سریال یا روابط احساسی بین شخصیت ها بود. از همه بدتر مقایسه سریال با لاست بود که به نظرم کاملا اشتباهه چون هیچ ربطی به هم ندارند!

سریال فرینج که با شعار بپرس ، تصور کن و تحقیق کن کار خودش رو شروع کرد ، حول حوادثی که برای شخصیت اصلی داستان ، اولیویا دانم ، اتفاق میافته می چرخه. دانم که یکی از ماموران FBI هست طی داستانی که توی قسمت اول شاهد اون هستیم به کار توی گروهی که برای تحقیقات در مورد حوادث عجیب و غریبی که مدتیست داره اتفاق میافته دعوت میشه. توی سیر داستان دانم به همراه دو نفر دیگه که یکی از اون ها دکتری به نام والتر پیشاب هست و دیگری پسر همین دکتر به نام پیتر گروه اصلی رو که پایه این جور سریال هاست رو تشکیل میدن. و از این به بعد سریال روی غلطک میافته.
والتر پیشاب که چیزی بین انیشتین و فرانک اشتاین هست در دوران جوانیش به همراه یکی از دوستانش در زمینه علوم فرینج تحقیقات میکردند اما پس از آتش سوزی که در آزمایشگاه اتفاق میافته والتر راهی تیمارستان میشه و دوستش هم شرکتی رو تاسیس میکنه که تبدیل به بزرگترین و پیشرفته ترین شرکت دارویی جهان میشه. البته به ظاهر.
اما اکنون که سال ها میگذره ( اینا رو آخرای فصل 1 سریال متوجه میشیم!) گروهی به نام ZFT که خودش رو برای وقوع یک جنگ آماده میکنه دنیا رو آزمایشگاه خودش میدونه و شروع به انجام کارهای محیرالعقولی میکنه که نوع برجستش حمله های بیولوژیکی پیشرفته هست که در نهایت تمام این کارها و اتفاقات به نحوی به فعالیت های گذشته والتر و دوستش مرتبط میشه.
گستردگی داستان و وقایع بیش از اینهاست که باید خودتون ببینید. فرینج جزو کارایی هست که نقدهاش کاملا مقابل هم هستند. یعنی یا ازش بد گفتند یا خوب! خیلی کم حد وسطی در میون نقد ها میشه پیدا کرد. یه سری ایراداتی که ازش گرفتند رو در بالا ذکر کرم و چندتا دیگه هم اینجا بگم! بر خلاف تایم معمول سریال ها که در حدود 40 دقیقه است هر قسمت از این سریال تایمی حدود 50 دقیقه داره که به اعتقاد خیلی ها باعث خستگی میشه. کند بودن سیر داستان و اتفاق ها هم مزید بر علت میشه تا کسل کنندگی رو بیشتر کنه. حوادث بیش از اندازه تخیلی هست و به دلیل عدم رعایت موارد هالییودی!(فکرتون منحرف نشه یه وقت! منظور موارد آکادمیک تو ساخت هست که اگه رعایت بشه میشه به موفقیت امیدوار بود. مثل مسایل عشق و عاشقی و خصوصی شخصیت ها ، اکشن ، نوع فیلمبرداری و...) که در ابتدای مقاله گفتم اکثرا اون رو فاقد جذابیت برای افراد بالای 25 سال خوندن و گفتن که بیشتر شبیه یه بازیه کامپیوتری میمونه و برای نوجوانان خوبه! به بازیه آنا تورو (مامور دانم) هم خیلی ایراد گرفتن.

بیایید کمی شفاف سازی کنیم و جمع بندی رو شروع کنیم تا ببینیم شما تصمیم میگیرید این سریال رو ببینید یا نه؟!
آیا ایرادات گرفته شده وارده؟! تا قسمت 10 بله. مخصوصا اپیزود اول که با تایم یک ساعت و 20 دقیقه ای خودش خسته کنندست. از اپیزود اول تا اپیزود دهم هر قسمت به نظر داستان خودش رو داره که کاملا مجزاست و یه جور مقدمه. اتفاق ها کند پیش میره و بنیه تئوری حوادث اونقدر ها علمی نیست تا بتونه آدم رو جذب کنه. اما باید صبر پیشه کرد. و بله! بعد از هر سختی و کسل کنندگی ، آسونی و جذابیت هم هست. از قسمت 10 تا 14 به قضیه اصلی نزدیک میشیم و اتفاقات گذشته شروع به پیوند خوردن میکنند و شما رو برای ادامه داستان ترغیب میکنه. از اپیزود 14 به بعد کاملا توی روند داستان اصلی قرار میگیریم و شما نمیخواهید که لذت دیدن این سریال رو از دست بدید! مخصوصا که اتفاقات از نظریه های بحث برانگیز و جذابی مثل دجاوو و دنیاهای موازی نشات میگیره. شخصیت ها هر کدوم پیچیدگی ها و رمز و راز های خودشون رو دارند که به تدریج با اون ها آشنا میشیم. ولی سریال به ما باج نمیده و با احتیاط این اطلاعات رو رو میکنه. نیمه دوم هر اپیزود تقریبا اکشن کاملی داره و دوستدارن این حیطه رو راضی میکنه. جلوه های ویژه چیزیه که در تمام طول سریال به وضوح به چشم میاد. اکثر موارد خوب از آب در اومده و بعضی از صحنه ها هم واقعا تو ذوق میزنه ولی در کل خوبه. اما درون مایه اصلی سریال که جذابیت اصلیش رو مدیون اون هست مباحث علمی و گاهی هم آمیزه ای از علم و تخیل است که پایه رو تشکیل میده. نابودی انسان توسط پیشرفت علم و تکنولوژی و به دست خودش. زمانی که علم و تخیل رو نمیشه از هم تشخیص داد. به مرور که به انتهای سیزن اول نزدیک میشید معما ها و سوالات زیادی مطرح میشه و ذهنتون رو مشغول میکنه که تعدادی از اونها پاسخ داده میشه و درصد زیادیش هم نه. در نهایت هم پایان فوق العاده فصل اول شما رو در انتظار شروع فصل دوم نگه میداره.
در آخر اگه جزو افرادی هستید که بیشتر طرفدار ژانر درام و ملودارم محض یا رمانس و کمدی هستید که بیشتر در مورد زندگیه روزمره و موارد رئال هست مثل Friends ، Gossip Girl ، How I Met your Mother سراغ این سریال نرید مگه اینکه بخواید انقلابی در ذائقتون ایجاد کنید. در غیر این صورت دیدن این سریال میتونه تجربه خوبی باشه. به لطف دوستان این سریال تا انتهای فصل اول به طور کامل زیرنویس شده که در اینترنت موجوده و میتونید دانلود کنید. در اخر هم چندتا لینک از پشت صحنه ها براتون گذاشتم.
ویدئو از پشت صحنه فرینج که میره تو آزمایشگاه و با استرید چرخی میزنه: (جالبه!)
ببینیم
مصاحبه با anna torv یا همون اولیویا :
ببینیم
مصاحبه با jashua jackson یا همون پیتر :
ببینیم
پشت صحنه :
ببینیم
این یکی پشت صحنه ساخت پوستر سریال و بازیگراست. قشنگه!
ببینیم
این یکی پشت صحنه اپیزود 18 هست همون والری بون! (این واقعا پشت صحنست!)
ببینیم
بازم یه پشت صحنه کامل از مصاحبه با بازیگران و جی جی! و مراسم افتتاحیه پخش:
ببینیم







نظرات
یه ذکر منبع هم بزنی بد نیس...
لاشی.
آقای مچ گیر ، اون هفته نامه پیک سبزت که من برای اولین بار دارم از یه نفهمی مثل شما اسمش رو میشنوم ، دزده. این اولین بار نیست که مطالب سایت ها و بلاگ های ایرانی توسط نشریات بدون اجازه کپی میشه. یکی از مطالب بنده تو سایت زیرنویس دات کام هم توسط جام جم دزدیده شد. پس اگه میخوای زر بزنی اول مدرک بیار. من بیشتر از یه سال پیش این مطلب رو نوشتم. تو سایت تی وی شو هم یکی از مطالبش رو مجله چلچراغ کش رفته بود و به اسمه خودش کپی کرده بود. تا وقتی نفهم هایی مثل شما تو نشریات هستند و طرفدار نشریات! بدرد لای جرز و شیشه پاک کردن میخورن!
RSS feed for comments to this post.